نگین انگشتر (روستای گرمه)
ادبی
سه شنبه 12 ارديبهشت 1391برچسب:شعر معلم,شعر,معلم,روز معلم,گرمه,نگین,روستا,انگشتر,روستای گرمه,نگین انگشتر,سورنو,شعر زیبا,استاد شهریار,استاد,شهریار,بهجت تبریزی,تبریزی,بهجت,, :: 13:26 :: نويسنده : meti
هُو وز سواد آموز ما هم یاد باد کو به ما خواندن نوشتن یاد داد از پدر گر قالب تن یافتیم از معلم جان روشن یافتیم ای تو کشتی نجات روح ما ای به طوفان جهالت نوح ما ای معلم چون کنم توصیف تو چون خدا مشکل توان تعریف تو یک پدر بخشنده آب و گل است یک پدر ، روشنگر جان و دل است وَلدَک باَلَمَکَ بازَوَجَک هر سه را حق ابوُت مشترک لیک اگر پرسی کدامین برترین آنکه دین آموزد و علم الیقین ما همه طفلیم و روحانی پدر کِی پدر بدخواه باشد با پسر آنکه با تو درس قرآن میدهد با تو دارد جاودان جان میدهد ما جهان جاودان خواهیم و بس خواه باشد زودرس یا دیررس آفرینش مکتب است و کردگار خود مدیر و انبیا آموزگار این جهانهای موقت هرچه بود مرگ را محکوم و در حکم نبود انبیا را هم خدای اوستاد علم مطلق تا کلید وحی داد انبیا را علم ماکان و یکون لیک رخصت نیست از میزان فزون تا ظهور قائم این دانش قلیل لیکن از آن پس سبیل و سلسبیل دین وکفر ما اساس علم و جهل کار دیگر علم وجهل ماست سهل ای معلم ای چراغ رهنما در ردیف انبیایی مرحبا لیکن این خواندن نوشتن واجب است زانکه اقراء باسم رَبک موجب است پیرم و موی سرم برف تموز یاد عهد مکتبم ، در دل هنوز صحبت آموزگاران یاد باد (( یاد باد آن روزگاران یاد باد )) تقدیم به همه معلمان عزیز. جمعه 30 دی 1390برچسب:درد عشق,شهریار,شعر,شعر زیبا,غزل,غزل زیبا,سورنو,نگین انگشتر,گرمه,روستای گرمه,وبلاگ ادبی,ادبی,ادبیات,, :: 23:46 :: نويسنده : meti
درد عشق عاشقان راست قضا هرچه جهان راست بلا نازم این قوم بلاکش که بلا گردانند اهل دردی که زبان دل من داند چیست دردمندم من و یاران همه بیدردانند بهر نان بر در ارباب نعیم دنیا مرو ای مرد که این طایفه نامردانند آتشی هست که سرگرمی اهل دل از اوست نه عجب گر بجهان اینهمه خونسردانند چون مس تافته اکسیر فنا یافته اند عاشقان زر وجودند که رو زردانند شهریارا مفشان گوهر طبع علوی چز به آنانکه بهای دُر و گوهر دانند
پیوندهای روزانه
پيوندها
|
|||
![]() |